close
تبلیغات در اینترنت

ای آسمان کبودی بازوی یاس چیست؟
loading...

راه ولایت

شاعر توانمند کشورمان؛ یوسف علی میرشکاک به مناسبت سالروز شهادت بی بی دوعالم، حضرت فاطمه زهرا(س) چکامه ای سروده است که «الف» آن را تقدیم به بینندگان خود می کند.   ای آسمان کبودی بازوی یاس چیست؟در کوچه های شب، وزش بوی یاس چیست؟اکنون که یائسه ست شب و روز و ماه و سالآن ماجرا، شکستن…

آخرین ارسال های انجمن

ای آسمان کبودی بازوی یاس چیست؟

شاعر توانمند کشورمان؛ یوسف علی میرشکاک به مناسبت سالروز شهادت بی بی دوعالم، حضرت فاطمه زهرا(س) چکامه ای سروده است که «الف» آن را تقدیم به بینندگان خود می کند.
 
ای آسمان کبودی بازوی یاس چیست؟
در کوچه های شب، وزش بوی یاس چیست؟
اکنون که یائسه ست شب و روز و ماه و سال
آن ماجرا، شکستن پهلوی یاس چیست؟


ای عاشق از کبودی بازوی او مپرس
از لحظه شکستن پهلوی او مپرس

تا جاودان پیام بهار است بوی یاس
رنگ به خون تپیدن یار است بوی یاس

هر جا که باد زمزمه ای ساز می کند
با یاد داغ او سخن آغاز می کند

هر جا که رعد ناله بسیار می کند
شیر خداست، یاد غم یار می کند

خاموش باش، مرده که دم می برد فرو
آرام و رام، آینه ها گرم گفتگو
نیرنگ ِ روز و شب؟ خبری نیست، مام توست
از کوچه های زخم، روان، گرم جستجو.


هر جا که رعد ناله شبگیر می کند
شیر خداست ناله ز تقدیر می کند

بگذر از این خرابه، خراباتیان کی اند؟
نک مسجدی... بپرس مناجاتیان کی اند؟
ادامه شعر را در ادامه مطلب بخوانید
شاعر توانمند کشورمان؛ یوسف علی میرشکاک به مناسبت سالروز شهادت بی بی دوعالم، حضرت فاطمه زهرا(س) چکامه ای سروده است که «الف» آن را تقدیم به بینندگان خود می کند.
 
 
ای آسمان کبودی بازوی یاس چیست؟
در کوچه های شب، وزش بوی یاس چیست؟
اکنون که یائسه ست شب و روز و ماه و سال
آن ماجرا، شکستن پهلوی یاس چیست؟


ای عاشق از کبودی بازوی او مپرس
از لحظه شکستن پهلوی او مپرس

تا جاودان پیام بهار است بوی یاس
رنگ به خون تپیدن یار است بوی یاس

هر جا که باد زمزمه ای ساز می کند
با یاد داغ او سخن آغاز می کند

هر جا که رعد ناله بسیار می کند
شیر خداست، یاد غم یار می کند

خاموش باش، مرده که دم می برد فرو
آرام و رام، آینه ها گرم گفتگو
نیرنگ ِ روز و شب؟ خبری نیست، مام توست
از کوچه های زخم، روان، گرم جستجو.


هر جا که رعد ناله شبگیر می کند
شیر خداست ناله ز تقدیر می کند

بگذر از این خرابه، خراباتیان کی اند؟
نک مسجدی... بپرس مناجاتیان کی اند؟

دل دِیرِ کیست؟ دیر امیر مغان علی
پیر مغان؟ محمد و شیر ژیان علی


ای مانده در تلاطم گفتار، گریه کن
تا روز مرگ اندک و بسیار گریه کن
روزی که خاک تیره به خورشید چیره شد...
شد؟ گفته اند... از غم دلدار گریه کن
بیهوده گریه نیست به پرواز سوخته؟
در فرصتی که... ای در و دیوار گریه کن
چشم سپهر پیر از اندوه تیره شد
پرواز ناگهانی و آواز سوخته


این است راز مام تهمتن ستیز من
در بیکران به گردش و... همواره گریه کن

سودات کشت و سود نکردی، بهار رفت
بیگانه ماند روز تو و روزگار رفت

عهدی که بسته ای اگر آن را ادا کنی
خود را چو آب، آینه کبریا کنی

زین پس منه ز دست، غم عهدِ بسته را
پرواز دِه همین پر و بالِ شکسته را

گر ساعتی گریستن آغاز کرده ای
با نوبهار زیستن آغاز کرده ای

اندیشه چند در کم و کیف بیان درد
اینک زمین ماتم و نک آسمانِ درد

ای اندرون چو مزبله، از گند پاک شو
آنک صدای مام تو! برخیز و خاک شو

هر جا گلی به فیض شهادت رسیده است
پیوستن ِ به فاطمه را خواب دیده است

شد سرد آفتاب درونت چه می کنی
سرد و فسرده ماند جنونت چه می کنی

گل چیست جز اشاره به فصل گسیختن
پرپر شده به خاطره ی خاک ریختن

هر دیده ای دریست که تا باز می شود
گویی دوباره حادثه آغاز می شود

گویی جهان همیشه همان خانه گِلی ست
گل فاطمه، گلیم چمن، آسمان علی ست

هر جا دری دوباره به دیوار می خورد
گویی به پهلوی گل بی خار می خورد

هر جا که دیو قصد گل زرد می کند
دل می تپد چو فاطمه و درد می کند

گل تا به دست باد نیفتاده غنچه است
سرخ است رنگ غنچه، کبود از تپانچه است

هر جا پرنده ای به گلی دیده دوخته ست
گویی به یاد آن در و دیوار سوخته ست

هر جا به خانه ای دو سه تن حمله می کنند
گویی به خانه گُل من حمله می کنند


ای عاشق از کبودی بازوی او مپرس
وز لحظه شکستن پهلوی او مپرس

آن آفتاب کز دو جهان رو گرفته است
در هم شکسته «کشتی پهلو گرفته» است

ای بی کرانه مادر خورشید وار من
ای از تو پُر تمام تن داغدار من

دیگر مکن کرانه از این دل که جای توست
جای غم و مصیبت پر ماجرای توست

ای بی نشانه مادر خورشید زاد من
خاک ره تو شامگه و بامداد من

ای باغ حق که در دل من آرمیده ای
با من بگو در این دل دروا چه دیده ای

در من سرود و زمزمه، نور و صدا شدی
دریای بیکرانه مهر و وفا شدی

گفتی که رفت و باز نیامد کجا گریخت
طاووس رفت از آینه، آری ز ما گریخت


سرّ خدا و سرّ رسول خدا تویی
آیینه دار سلسله هل اتی تویی

آیینه دار مام پیمبر تو بوده ای
نـُه سال در برابر حیدر تو بوده ای

ای مادر پیامبر! ای دختر نبی!
با من بگو چه دیدی از آن مردم غبی؟

ای بر کشیده دو نشان از دو بی نشان
وانگه کشیده در پی خود خط کهکشان

پاد افره خدای جهان!... بی نشانه زن
ای با یگانه مرد جهان ها... یگانه زن


سیلی زدند و خشم خدا آشکار شد
آری شکارچی به شکاری شکار شد

سیلی زدند و ... بس کن و بسیار کین مجو
بنگر به «باب حطّه» و چیزی دگر مگو
درباره عترت ,
سید امین بیابانکی بازدید : 48 شنبه 16 فروردين 1393 زمان : 11:47 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط farzaneh در تاریخ 1393/1/24 و 17:23 دقیقه ارسال شده است

سلام شکلک شکلک
یه سر به این سایت بزن
میتونی از طریق سایتت کسب درآمد کنی
این سایت بدون شک بهترین سایت بین سایتهای دیگس
حتمی امتحان کن دوست من
فعلا یا علی


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی : هریک از این ترفندهایی که آمریکا دربرابر ما به کار برده است کافی است که انقلاب یا رژیمی را سرنگون کند،اما دربرابر جمهوری اسلامی از همه این مکرها جز تثبیت بیشتر ما و صدورانقلاب اسلامی به همه جهان کار دیگری برنیامده است. آنچه که به ما اینچنین قدرتی بخشیده این است که ما برخلاف همه دنیا تابع «اعتقاداتمان»هستیم نه«اقتصادمان» .
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 403
  • کل نظرات : 374
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 36
  • آی پی امروز : 8
  • آی پی دیروز : 6
  • بازدید امروز : 23
  • باردید دیروز : 7
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 23
  • بازدید ماه : 683
  • بازدید سال : 1,978
  • بازدید کلی : 102,633
  • کدهای اختصاصی

    اسلایدشو

    اوقات شرعی
    وصیت شهدا